آقای همسر از مخالفان سرسخت مهاجرت بود، اوایل ازدواج به کلاس زبان می رفتم که شاید روزی دلش برای رفتن نرم شود و آن روز من بدون مدرک زبان نباشم.اما آنقدر به ماندن پافشاری کرد که من نیز از خیر رفتن گذشتم، اماحالا درآستانه چهل سالگی دم از رفتن میزند، هر روز درفکر است،بهتر بگویم فکروخیال،

باماچه کردید که وطن پرست ترین کسی که میشناختم ،سودای کوچ کرده است؟