تبليغاتX
Bahar-20 بهاربيست

بانو
یادداشتهای دختری که پدرش بانو صدایش می زند.
 کاکتوس
+ وقتی اومدی برای آشتی کنان برام گل بگیر.

- چه گلی دوست داری؟

+ گل کاکتوس!

- واقعا؟ !! چرا؟

+ چون شبیه توست دوسش دارم.

|+| نوشته شده توسط بانو در 88/08/17  |
 سوال؟
من یه دختره رو می شناسم که خیلی لوس و از خود راضیه.

کمی هم رویا پردازه و لحن حرف زدنشم خیلی خوشایند نیست.

از خانه داری هم که اصلا بویی نبرده چون همیشه کلفت و نوکر داشتند.

تحصیلات قابل توجهی هم نداره.سر کار هم نمیره. از صبح تا شب هم مثل خاله زنکها دنبال حرف این

 و اونه .تازه اگه خیلی بخواد فرهنگی رفتار کنه شاید بشینه یه فیلم توی لب تابش ببینه.

قیافشم ای بدک نیست اما من نمی پسندم چون یکم نمکش کمه یعنی چهره سردی داره.

لباس پوشیدنشم که واویلاس.مخصوصا شال سر کردنش.

واسم سواله که دختری با این تفاسیر در این دوره قحط الرجال چرا اینهمه خواستگار پولدارو خوشتیپ و

تحصیلکرده داره؟؟؟؟؟؟

با تشکر از جوجو

|+| نوشته شده توسط بانو در 88/08/16  |
 جشن عروسی
-  حسن آقا شما بعد از سالن نمیای خونه عروس و داماد؟؟

-  نه!! باید برم دنبال کسی.

-  دنبال کی؟

-  گوسفند!!

|+| نوشته شده توسط بانو در 88/08/15  |
 کنترل کیفیت
میگن آدم وقتی گرسنه باشه ، نون و پنیر هم می خوره و یا حتی نون خالی.

حالا من بعد این همه گرسنگی دلم نمی خواد نون و پنیر بخورم ، کیو باید ببینم؟؟

.

.

.

خداجون داشتیم؟؟

حالا که واسه من مدیریت زمان انجام ندادی ،لااقل کنترل کیفیت رو در نظر بگیر لطفا!!!

|+| نوشته شده توسط بانو در 88/08/13  |
 قر کمر مثقالی چنده؟؟
امروز ساعت ۵.۳۰ تا ۶.۳۰ کلاس رقص دارم...

در افکار خودم غوطه ور بودم وبا یک حساب سر انگشتی به این نکته دست یافتم:

درآمد معلم رقصمون در چهارساعت معادل درآمد من در یک ماه است!!

این یعنی اینکه چهارسال درس خواندن در دانشگاه سراسری ، پنج سال تجربه کاری ، تسلط به

زبان انگلیسی و مکاتبات پیشرفته اداری و تجاری،گواهینامه مهندسی فروش،تسلط به کامپیوتر و

نرم افزارهای اداری و فن بیان و خیلی تواناییهای بنده معادل است با دو مثقال قر کمر این خانم!!!!

 

|+| نوشته شده توسط بانو در 88/08/12  |
 بوی خوش زن

- آخرین نفر کی با آسانسور اومده بالا؟! چرا دکمه صفر رو نمی زنید؟

+ نمی دونم .من نبودم.

- اما من می دونم شما بودی . لطفا ازین به بعد دکمه صفرو بزن که ما معطل نشیم.

+از کجا می دونی من بودم؟؟؟

- توی آسانسور بوی عطر شما می یومد!!

|+| نوشته شده توسط بانو در 88/08/11  |
 انگلیسی رو پاس بداریم!!
در تاکسی نشسته بودم که یه دختره داشت با موبایلش صحبت می کرد و مدام به طرف می گفت:

فلان اس ام اس رو برام سنت کن. ..بیسار اس ام اس رو به مهری سنت کن و .....

.

.

با خودم گفتم : چرا از فعل فارسیش استفاده نمی کنه؟؟ 

 حالا انگلیسی بکار بردنش به جهنم!!

 دوست داره! به تو چه.. . چرا از فعل گذشته برای زمان حال استفاده می کنه؟؟؟

خب بگو سند کن چرا می گی سنت کن؟؟؟؟؟

|+| نوشته شده توسط بانو در 88/08/10  |
 مرگ فرهنگ
سلسله های شاهنشاهی از کتابهای درسی تاریخ حذف شد.

                                                                                      همشهری

 

خیلی جالبه!! با این تفاسیر ، ایران کشوریه که فقط سی ساله که تاسیس شده و پدر و مادرهامون

هم انسانهای اولیه بودند!!

ای مسئولینی که این کار رو کردید خب یکم زودتر به این فکر می افتادید تا من بدبخت هم  این همه

اسم پادشاهان مزدور رو واسه درس تاریخ حفظ نمی کردم.بجاش می رفتم درس خانه داری و تکنیک

شوهریابی یاد می گرفتم که این جور رو دست بابام نمونم!

حالا که اسمشون رو حذف کردید خب بناهای تاریخیشون رو هم با خاک یکسان کنید و بجاش برای ما

جوونها خونه بسازید که زودتر مزدوج شویم.

گوربابای فرهنگ و تاریخ و آثار باستانی!!!!

|+| نوشته شده توسط بانو در 88/08/09  |
 فیلم تردید
دیشب می خواستیم مثلا کمی تنوع ایجاد کنیم ، رفتیم سینما.

از اونجایی که خیلی خوش شانسم بلیط فیلم کتاب قانون تموم شده بود.

منم تردید داشتم که بریم فیلم تردید یا نه. بالاخره رفتیم و فیلم رو دیدیم اما تردیدم بی مورد نبود!!

توصیه می کنم در دیدن فیلم تردید، کمی تردید کنید.

البته از حق نگذریم بازی بازیگرها خوب بود ولی فیلمنامه و کارگردانیش پر از تردید بود!!

....

+به نظرتو فیلمش چطور بود؟

- نمی دونم .من در تمام مدت فیلم داشتم تورو توی لباس عروسی مجسم می کردم.

+ خوبه نرفته بودیم فیلم شام عروسی !!

|+| نوشته شده توسط بانو در 88/08/09  |
 8/8/88
+ دوست داشتم بچه ام  متولد ۸/۸/۸۸ می شد.

- خب اشکالی نداره ۹/۹/۹۹ بدنیا بیارش!

+ به منگل شدنش نمی ارزه!!!

. . .

نکته: بالا بودن سن مادر خطر ابتلای جنین به سندرم داون را افزایش می دهد.

|+| نوشته شده توسط بانو در 88/08/08  |
 جشنواره بانوان وبلاگ نویس
به واسطه این جشن چند تا اتفاق خوب برام افتاد:

اول اینکه همکلاسی دبستانم رو بعد بیست سال دیدم.می تونید حالا سنم رو حساب کنید!

آزاده جون بهم گفت :خیلی خوشگلتر شدی! خب من احتمالا با جوجه اردک زشت یه نسبتی داشتم.

دوم اینکه خانم ویولت وآنی دالتون رو دیدم. آنی دالتون بهم گفت: دم وبلاگت گرم!!!!

البته وبلاگ خودش خیلی گرم تر و باحالتره!!

پرهام عزیز و مترومنو نگارینا و پپری روهم دیدم.

بعد از اینکه لوح تقدیرم رو گرفتم دوست خوشگل و نازم توییگی بهم پیامک داد و فهمیدم که اونم توی

سالن هست و از دیدنش خیلی خوشحال شدم.

خانم بهاره رهنما و خانم الهام پاوه نژاد رو هم دیدم .راستی الهام خانم خیلی خوشگلتر و نازتر از

اونی هست که توی تلویزیون می بینیم.

وقتی اومدم خونه، پدرم وقتی سکه پارسیان و لوح تقدیرم رو دید و گفت: وبلاگ یعنی چی؟

وقتی براش توضیح دادم ،گفت:من فکر می کردم که فقط میری اینترنت چت می کنی!!

حالا فقط جای سواله برام که با وجود این همه وبلاگهای خوب ، چرا وبلاگ من جزء لیست نقره ای قرار

گرفته؟؟؟؟

راستی باید از خانم اقلیماپولادزادهبابت زحماتی که کشیدند تشکر کنم!!

از تک تک کسانی هم که به من رای دادند تشکر می کنم واز راه دور روی ماهشون رو می بوسم .

 اونی که داره جایزشو می گره منم!!

|+| نوشته شده توسط بانو در 88/08/07  |
 مرد واقعی
دلم برای یک مرد واقعی خیلی تنگ شده ، خیلی...........................
|+| نوشته شده توسط بانو در 88/08/06  |
 شیرینی حقایق تلخ
گاهی وقتها  از فهمیدن بعضی از حقایق تلخ ، بجای اینکه ناراحت بشم ، خوشحال می شم!!

.

.

کاش می دونست که می دونم  این همه عجله برای گرفتن  جواب بله از من برای چیه.

حالا دیگه نه دلم براش می سوزه ، نه عذاب وجدان می گیرم.

وقتی هم که نقش عاشقهای دلباخته رو برام بازی می کنه ،از ته دل بهش می خندم.

حالا فقط به خودم فکر می کنم و تصمیم نهایی رو سر فرصت می گیرم.

یک توصیه: وقتی یک نفر اسم شما رو به اشتباه چیز دیگری صدا کرد، هر دروغ و بهونه ای آورد

 باور نکنید!!

|+| نوشته شده توسط بانو در 88/08/06  |
 میگو
کم کم دارم به میگو تبدیل می شم!!

.  .  .

شنیدید که میگن قلب میگو در سرش قرار داره؟؟

من هم قلبم رو گذاشتم کنار مغزم که کنترل بشه و دیگه تصمیمات خرکی نگیره !!!

فکر کنم میگو بودن خیلی بهتر از خر بودنه!!

|+| نوشته شده توسط بانو در 88/08/05  |
 چند همسری
پشت سرهر مرد موفقی یک زن و پشت سرهر مرد ناموفقی ،دو زن یا سه زن و یا شایدم چهار زن

ایستاده اند.

|+| نوشته شده توسط بانو در 88/08/04  |
 یه مقنعه ناقابل
امروز صبح سردم بود. هوس کردم بجای شال یا روسری مقنعه سرم کنم.

و از آنجایی که مقنعه تمیز و اتو کرده هم داشتم ، فرصت رو مناسب دیدم .

...

مدیر قسمت: می خواین برید دانشگاه؟

یکی از همکاران: وا...اعلام کردند که باید با  حجاب اسلامی بیایید سر کار؟؟

یکی دیگه: می خوای جایی بری؟؟

...

واقعا من از چشمهای این مردهای ایرانی متحیر موندم، هر تغییری براشون جالبه ، حتی مقنعه !!

پینوشت: خوبه بیکینی نپوشیده بودم!

|+| نوشته شده توسط بانو در 88/08/04  |
 دروغ مصلحتی
 بدترین گناه اینه که به کسی که تو را صادق می‌پندارد، دروغ بگویی.
                                                                                                   شکسپیر

 

من نمی دونم چرا ما آدمها وقتی از کسی خوشمون نمیاد که باهاش ازدواج کنیم ، لنگ خانوادمون

رو می کشیم وسط و می گیم اونا موافق نیستندو فلان و چنان....

البته این مسئله در مورد دختر ها موثقتره ، اما پسرهایی هم هستند که این حرفهارو می زنند.

 

( تقدیم به شنگول برای اینکه بدونه که می دونم چی می گه)

|+| نوشته شده توسط بانو در 88/08/03  |
 نوشدارو
مزخرفترین و چرت ترین جمله ای که  یک عشق از دست رفته می تونه به آدم بگه  اینه:

برات آرزوی خوشبختی می کنم...

.......

او: نوشته هات بامزه است.

بانو: خودم بی مزه بودم؟

او:  نه!! خودتم خوشمزه بودی!!!

.......

بانو: با بعدی درست رفتار کن.

او:  اگر بعدی پیدا شد . اگر....

 ......

او : می تونم بهت زنگ بزنم یا ناراحت می شی؟

بانو : دیگه خیلی دیره..نوش دارو بعد مرگ سهرابه...

|+| نوشته شده توسط بانو در 88/08/02  |
 پلیس نامحسوس
دیروز بعد از ظهر می خواستیم بریم کلی بگردیم ..

ولی غافل ار اینکه گشت پلیس نامحسوس فقط توی فیلمها نیست و واقعیت داره!!

. . .

+ تورو خدا یواش برو!!!

- زانتیا می خواد با من کورس بذاره؟؟ نمی دونه یه شوماخر اینجا نشسته!

. . .

و قابل ذکر است که زانتیای مذکور خودروی پلیس بود و بعد از نگه داشتن ما، یکیشون اومد پیش ما و

 خودروی دوست بنده برای سه تا شش ماه رفت توی پارکینگ.خیلی شیک و فانتزی!!

و این درس عبرتی است برای کسانی که حرف بنده را گوش نمی دهند!!

 

|+| نوشته شده توسط بانو در 88/08/02  |
 ازدواج مناسب
زمينه‌سازي براي ازدواج مناسب دختران از اولويت‌هاي فراكسيون زنان

                                                                                         (همشهری)

 

حالا که این فراکسیون زنان می خواد دست بکار بشه ، بهتر نیست تصمیم عجولانه نگیریم تا

همگی ازدواج هامون مناسب باشه؟؟

حالا نمی دونم می تونه واسه همه زمینه سازی ازدواج مناسب بکنه یا باید نوبت بگیریم؟  یا

شایدم مثل همیشه پارتی بازیه و سر ما همچنان بی کلاه؟؟

شرایط خاص نمی خواد؟ سهمیه ای چیزی؟؟؟

|+| نوشته شده توسط بانو در 88/08/01  |
 عملی یا تئوری؟؟
+ تو این چیزها رو از کجا می دونی؟؟؟؟

- توی کتابها خوندم!

+ اما به نظرم این درس رو عملی پاس کردی نه تئوری!!!!

|+| نوشته شده توسط بانو در 88/07/30  |
 آخر تفاهم
ـ تو نباید چاق بشی.

+ تو هم نباید لاغر بمونی!!!

|+| نوشته شده توسط بانو در 88/07/30  |
 به تمام مردان این سرزمین...
وقتی می بینم یه زن می تونه اینقدر دروغ بگه و شوهرشو فریب بده

وقتی می بینم یه زن تنها  دارایی شوهرش رو به فنا می ده ،

وقتی می بینم که یه زن کم سواد خانه دارمی تونه سر چندتا آدم با سواد رو کلاه بذاره ،

 وقتی می بینم که یه زن میتونه اینقدر ناجوانمرد و فریبکار باشه ،

 وقتی می بینم یه زن از حس مادری فقط بلده که به بچه اش فحش بده ،

وقتی می بینم یه زن  به روابط زناشوییش اهمیت نمی ده و یادش میره که باید آغوشی باشه پرمهر،

وقتی می بینم که زنی برای شوهر و بچه اش ارزشی قائل نیست 

 وقتی می بینم یه زن  تنها چیزی که می خونه مجله خانواده سبزه،

وقتی می بینم یه زن نه تنها به بچه اش مسواک زدن یاد نمیده بلکه خودشم این کار رو نمی کنه،

وقتی می بینم زنی شوهرشو که از صبح تا شب جون می کنه به تنبلی محکوم می کنه،

 و  وقتی شکستن یه مرد رو از داشتن همچین زنی می بینم ،

به تمام مردان این سرزمین حق می دم که ازدواج نکنند و از زن بودن خودم شرم می کنم!!!!!!

|+| نوشته شده توسط بانو در 88/07/29  |
 اصلاح الگوی مصرف
ـ باید یه فکری هم برای دماغت بکنم.

+ چه فکری؟

- قبل از عروسی باید جراحی کنی!

+ بهتر نبود برای اینکه اصلاح الگوی مصرف رعایت شه یه دماغ باریکشو انتخاب می کردی؟؟؟؟؟؟

|+| نوشته شده توسط بانو در 88/07/29  |
 دنیای وارونه
- چند وقت دیگه باید بیای خونمون مامانم تورو ببینه.

+ به مامانت بگو بیاد منو ببینه!!!

............

ـ کی بریم حلقه هامون رو بخریم؟

+بهتر نیست اول بیای خواستگاری؟

...........

ـ تو یه دونه بچه می خوای یا دوتا؟

+ من باید اول فکر کنم ببینم شوهر می خوام یا نه!!

 

|+| نوشته شده توسط بانو در 88/07/28  |
 روز دختر مبارک
همکار بانو: روز دختر مبارک!!

 بانو: امیدوارم سال دیگه نتونی بهم تبریک بگی!!!

|+| نوشته شده توسط بانو در 88/07/28  |
 مامان ، خداحافظ
اینجاست 

مامان، تو به من زندگی بخشیدی و نوزادی رو به بانویی بدل کردی.

و تمام اون چیزی که برای ارائه داشتی، عشق مادام العمرت بود

و حالا می دونم که هیچ عشقی مثل عشق مادر به فرزندش نیست.

و حالا می دونم که این عشق کامل ، یه روزی مجبور به وداع میشه

و باید خداحافظی کنه

خداحافظی ای که غمگین ترین کلمه ایست که خواهم شنید

خداحافظی ای که آخرین زمانیست که تورو نزدیک خودم دارم

یک روزی تو این کلمه رو می گی و من گریه خواهم کرد

و قلبم از شنیدن خداحافظی تو خواهد شکست

مامان تو به من عشق بخشیدی و یه دختر جوون رو به زنی کامل بدل کردی

مامان، تمام چیزی که من نیاز داشتم، تضمین عشق تو به من بود

برای اینکه حالا می دونم هیچ عشقی مثل عشق مادر به فرزندش نیست.

اگه چیزی به این قدرت ، روزی بره و خداحافظی کنه واقعا درد آوره

خداحافظی ای که غمگین ترین کلمه ایست که خواهم شنید

خداحافظی ای که آخرین زمانیست که تورو نزدیک خودم دارم

یک روزی تو این کلمه رو می گی و من  خواهم گریست

اما عشقی که تو به من بخشیدی تاابد زنده خواهد ماند

و تو همیشه حضور داری ،اون زمانی که من زمین می خورم

تو  باعظمت ترین عشق هستی

تو ضعف های منو می گیری وبه من قدرت میدی و من تا ابد دوستت خواهم داشت

و هر وقت که به تو نیاز دارم ،حضور داری

تو برای من حضور داری، تا همیشه

و من از آغاز تا انتهای عمر با تو خواهم بود

و این قولیست که به تو دادم

من در تاریکترین شبها، فانوس راهنمای تو ام

در زمانی که بال پروازت شکسته، بالهای توام و در طوفانهای سهمگین زندگی،پناهگاهتم

وتا ابد دوستت خواهم داشت

تا زمانی که دوباره همدیگر رو ملاقات کنیم

تا بعد ، خداحافظ

 

پینوشت: ترانه پست قبل رو ترجمه کردم.ببخشید اگه خیلی خوب نشده!!

|+| نوشته شده توسط بانو در 88/07/27  |
 Mamma
اینجا بشنوید
Mamma
You gave life to me
Turned a baby into a lady

Mamma
All you had to offer
Was the promise of a lifetime of love

Now I know
There is no other
Love like a mother's love for her child

And I know
A love so complete
Someday must leave
Must say goodbye

Goodbye's the saddest word I'll ever hear
Goodbye's the last time I will hold you near
Someday you'll say that word and I will cry
It'll break my heart to hear you say goodbye

Mamma
You gave love to me
Turned a young one into a woman

Mamma
All I ever needed
Was a guarantee of you loving me

'Cause I know
There is no other
Love like a mother's love for her child

And it hurts so
That something so strong
Someday will be gone, must say goodbye

Goodbye's the saddest word I'll ever hear
Goodbye's the last time I will hold you near
Someday you'll say that word and I will cry
It'll break my heart to hear you say goodbye

But the love you gave me will always live
You'll always be there every time I fall
You are to me the greatest love of all
You take my weakness and you make me strong
And I will always love you 'til forever comes

And when you need me
I'll be there for you always
I'll be there your whole life through
I'll be there this I promise you, Mamma

Mamma, I'll be
I'll be your beacon through the darkest nights
I'll be the wings that guide your broken flight
I'll be your shelter through the raging storm
And I will love you 'till forever comes

Goodbye's the saddest word I'll ever hear
Goodbye's the last time I will hold you near
Someday you'll say that word and I will cry
It'll break my heart to hear you say goodbye

'Till we meet again...
Until then...
Goodbye

پینوشت: دیروز صدهابار این ترانه سلن دیون رو گوش دادم..محشره !حیفم اومد که در خوندنش

با کسی سهیم نباشم. مخصوصا کسانی که با بهترین عشق زندگیشون، مادرشون ، مجبور به

خداحافظی شدند.

|+| نوشته شده توسط بانو در 88/07/27  |
 شرایط افزایش وزن
- نگران نباش من بعد از ازدواج چاق می شم.

+ من می خوام تو قبلش چاق شی!!

- خب شرایطش رو برام مهیا کن!

 

|+| نوشته شده توسط بانو در 88/07/26  |
 حال از دو دیدگاه
ـ  وقتی ازدواج کردیم تا دو سال نباید بچه دار شیم .باید حسابی حال کنیم توی اون دوسال!!

+ خب ، بچه رو می خوابونم!!!!!

- من منظورم مسافرت و گشت و گذار بود.

+

|+| نوشته شده توسط بانو در 88/07/25  |
 
 
بالا